راز پنهان گوگل؛ آیا رفتار کاربران رتبه سایت ها را تغییر می دهد؟

شاید سال های زیادی باشد که این سوال در ذهن هر متخصص سئو وجود داشته باشد ولی پاسخی روشنی برای آن نداشته باشند!
آیا واقعا تاثیر رفتار کاربران بر رتبه گوگل تاثیرگذار است یا خیر! آیا گوگل واقعا رفتار کاربران را در نظر می گیرد و براساس آن رتبه ها را تغییر می دهد؟
تقریبا همه ما این جمله را که اگر کاربران مدت زمان بیشتری در سایت بمانند رتبه سایت بهتر می شود را شنیده ایم! این را متخصصان حوزه Seo سالیان سال هست که به زبان می آورند و یا سوالی نظیر افزایش نرخ کلیک باعث رشد رتبه می شود!
سوال های این چنینی همیشه در ذهن متخصصان بوده و خیلی ها هم با صراحت راجع پاسخ به این سوال ها صحبت کردند سوالاتی نظیر بالا رفتن ترافیک مستقیم یا همان Direct Traffic باعث سینگال مثبت برای گوگل می شود و رتبه را بهبود می دهد!
اما واقعا آيا این ادعاها همانطور که بیان می شوند با واقعیت موجود منطبق هستند یا صرفا در همان حد ادعا باقی می مانند؟
اگر بدانیم که گوگل بار ها اعلام کرده است که داده های ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس را جزو فاکتور های مستقیم رتبه بندی نمی داند کمی موضوع پیچیده تر هم می شود!
از سوی دیگر اسناد منتشر شده در پرونده ضد انحصار گوگل و اطلاعاتی که درباره سیستم هایی مانند NavBoost در دسترس قرار گرفته اند نشان می دهد که رفتار کاربران را نمی توان به طور کامل از معادلات رتبه بندی حذف کرد!
اوضاع کمی در این شرایط پیچیده می شود!
نباید این موضوع را با یک سوبرداشت اشتباه ادغام کرد! بسیاری تصور می کنند گوگل رفتار تک تک کاربران را زیر نظر میگیرد و براساس چند کلیک یا چند دقیقه حضور در یک صفحه رتبه سایت را تغییر می دهد در حالی که مشخص است واقعیت به مراتب پیچیده تر از این تصور ساده می باشد!
گوگل روزانه میلیارد ها جستجو را پردازش می کند و در چنین مقیاسی دیگر صحبت از رفتار یک کاربر یا یک وب سایت نیست! بلکه باید راجع به تحلیل الگوهای رفتاری میلیون ها کاربر برای سنجش کیفیت نتایج جستجو صحبت کنیم!
می خواهیم در این مقاله بررسی کنیم گوگل چه داده هایی را از رفتار کاربران تحلیل می کند٬ سیستم هایی مانند NavBoost چطور عمل می کنند و چرا برخی از معیارهای مشهور مانند Bounce Rate اهمیت چندانی ندارند و مهم تر از همه گوگل چگونه رضایت کاربران را به یکی از مهم ترین شاخص های ارزیابی کیفیت صفحات تبدیل کرده است!
گوگل واقعا چه داده هایی را از کاربران در اختیار دارد؟
یکی از بزرگترین برداشت های اشتباه در دنیا Seo این است که متخصصان این حوزه تصور می کنند گوگل برای تحلیل رفتار کاربران صرفا به Google Analytics متکی است اما واقعیت بسیار پیچیده تر است!
در قدم این مورد را به خاطر بسپارید که گوگل یک ابزار تحلیل وب نیست! بلکه یک اکوسیستم بزرگ هست که محصولات و سرویس های مختلف را در اختیار دارد که از هر کدام به نوعی می تواند به درک بهتر رفتار کاربران کمک کند!
البته این موضوع به معنای استفاده مستقیم از تمام این داده ها در الگوریتم رتبه بندی نیست! گوگل بار ها تاکید کرده که بین داده هایی که در اختیار دارد و داده های مورد استفاده برای رتبه بندی! تفاوت های زیادی وجود دارد!
با این حال گوگل از چند منبع مهم می تواند الگو های رفتاری کاربران را در مقیاس بسیار بزرگ مشاهده و تحلیل کند و براساس آن تصمیم گیری های لازم در خصوص رتبه بندی ها را انجام دهد!
1- داده های خود موتور جستجو یا Search Data:
ساده می توان گفت مهم ترین منبع اطلاعاتی گوگل خود موتور جستجو گوگل می باشد!
روزانه میلیاردها جستجو در گوگل انجام می شود و همین موضوع به گوگل کمک می کند تا الگو های رفتاری کاربران و روند های جستجو را در مقایس بسیار بزرگی پیدا و تحلیل کند!
برخلاف تصور کلی گوگل فقط صفحات وب را بررسی نمی کند بلکه خود فرآيند جستجو نیز اطلاعات ارزشمندی در اختیار این شرکت قرار می دهد!
برای مثال، گوگل می تواند موارد زیر را تحلیل کند:
کاربران چه عباراتی را بیشتر جستجو می کنند.
برای رسیدن به پاسخ مورد نظر خود، چگونه عبارت جستجو را تغییر می دهند.
چه موضوعاتی در بازه های زمانی مختلف ترند می شوند.
کاربران چه میزان جستجوهای مرتبط با برند انجام می دهند.
الگوهای جستجو در صنایع و حوزه های مختلف چگونه تغییر می کند.
این اطلاعات به گوگل کمک میکند تا درک بهتری از نیاز واقعی کاربران به دست آورد.
برای مثال اگر تعداد زیادی از کاربران پس از مشاهده نتایج اولیه، جستجوی خود را اصلاح یا تکمیل کنند، این موضوع می تواند نشانه ای از برطرف نشدن کامل نیاز آن ها باشد. چنین الگو هایی به گوگل کمک می کنند کیفیت نتایج خود را ارزیابی و در طول زمان بهبود دهد.
بنابراین خود جستجو یکی از منابع ارزشمند گوگل محسوب می شود زیرا مستقیم نیت و نیاز کاربر را منعکس می کند.
2- داده های صفحه نتایج جستجو:
مهم ترین منبع اطلاعاتی گوگل خود موتور جستجوی آن می باشد! هر روز میلیارد ها جستجو در گوگل انجام می شود و این موضوع به گوگل اجازه می دهد الگو رفتاری کاربران در صفحه نتایج جستجو را تحلیل می کند!
برای مثال گوگل به سادگی می تواند متوجه شود:
کاربران برای یک عبارت مشخص بیشتر روی کدام نتایج کلیک می کنند.
چه نتایجی به طور مکرر انتخاب می شوند.
کاربران بعد از مشاهده یک نتیجه، آیا دوباره به صفحه جستجو باز میگردند یا خیر.
کاربران برای یک نیاز مشخص، چگونه بین چند نتیجه مختلف جا به جا می شوند.
این داده ها به گوگل کمک می کند تا نتایج جستجو را در مقایس بسیار بزرگ بتواند ارزیابی کند! البته نحوه استفاده از این اطلاعات بسیار پیچیده تر از تحلیل چند کلیک ساده است! موضوعی که در ادامه و با بررسی NavBoost بهتر قابل درک خواهد بود.
3- داده های مرورگر Chrome:
مرورگر کروم یکی از پرکاربردترین مرورگر های وب در جهان هست و امروزه بخشی بسیار بزرگی از کاربران اینترنت در سراسر دنیا از همین مرورگر برای وب گردی در اینترنت استفاده می کنند.
همین گستردگی استفاده از مرورگر کروم باعث شده است که خود این مرورگر به یکی از مهم ترین منابع برای درک رفتار واقعی کاربران در وب تبدیل شود٬چون می تواند تصویر کلی از نحوه تعامل کاربران با صفحات مختلف وب در شرایط واقعی را ارائه می دهد!
به همین دلیل پاسخ به این سوال که آيا گوگل از داده های مرورگر کروم برای رتبه بندی در نتایج جست و جو استفاده می کند یا خیر همچنان بدون پاسخ هست! پاسخ رسمی و قطعی را می توان به این شکل داد که گوگل هیچ وقت به طور شفاف تایید نکرده که از داده های مستقیم و فردی این مرورگر برای رتبه بندی استفاده می کند!
اما آنچه تایید شده این است که گوگل از برخی داده های ناشناس و تجمیع شده استفاده می کند که این داده ها معمولا برای تحلیل عملکرد وب سایت در دنیای واقعی به کار می روند! نه برای ردیابی کاربران یا استفاده مستقیم از اطلاعات شخصی مرورگرها.
یکی از مهم ترین نمونه های این موضوع٬ پروژه هایی مانند گزارش تجربه کاربر کروم است به نام CrUX است که داده های کلی از سرعت٬ پایداری و تعاملات کاربران با سایت ها را جمع آوری می کند!
این نوع داده ها نقش مهمی در سنجش تجربه کاربری دارند و به معیار هایی مثل Core Web Vitals مرتبط هستند. معیارهایی که شامل مواردی مثل سرعت بارگذاری، واکنش پذیری صفحه و ثبات بصری می شوند.
بنابراین می توان گفت حتی اگر داده های مرورگر کروم به صورت مستقیم به عنوان فاکتور رتبه بندی استفاده نشوند تاثیر غیرمستقیم آن ها از طریق بهبود یا سنجش تجربه کاربری در وب قابل مشاهده هست!
NavBoost سیستمی که نگاه سئو کارها به گوگل را تغییر داد:
تا همین چند سال پیش هر زمان بحث تاثیر رفتار کاربران بر رتبه بندی گوگل مطرح می شد پاسخ تقریبا همیشه به یک شکل بود! گوگل این استفاده مستقیم از داده های رفتاری را رد می کرد و متخصصان سئو عمدتا به تجربه های عملی خود استناد می کردند!
اما در سال 2023 ناگهان همه چیز تغییر کرد! با انتشار بخشی از اطلاعات پرونده ضد انحصار وزارت دادگستری آمریکا علیه گوگل! نام سیستمی برای اولین بار در دنیا شنیده شد و باور ها را به طور کامل عوض کرد!
این نام NavBoost بود که برای نخستین بار توجه گسترده جامعه Seo را به خود معطوف کرد!
و یک سوال مهم در ذهن همه ایجاد کرد آیا گوگل سال هاست که از رفتار کاربران برای نتایج استفاده می کرد؟
پاسخ کوتاه به این سوال این بود که بله! اما نه به شکلی که همه تصور می کردند!
NavBoost چیست؟
NavBoost در واقع یک سیستم داخلی گوگل است که وظیفه آن بهبود و اصلاح نتایج جستجو براساس الگو های رفتاری کاربران است!
در واقع این سیستم جایگزین الگوریتم اصلی رتبه بندی نیست و یک لایه ثانویه محسوب می شود که پس از رتبه بندی اولیه می تواند به ارزیابی کیفیت نتایج کمک کند!
به بیان ساده، فرآیند را می توان به سه مرحله تقسیم کرد:
الف- گوگل ابتدا با استفاده از صد ها سیگنال مختلف، نتایج اولیه را رتبه بندی می کند.
ب- سپس رفتار کاربران در مقیاس گسترده تحلیل می شود.
پ- در نهایت برخی از نتایج می توانند بر اساس الگوهای مشاهدهشده باز تنظیم شوند.
گوگل به چند کلیک اهمیت نمی دهد:
مهم ترین نقطه ای که باعث اشتباه سئو کارها می شد دقیقا همین نقطه می باشد! گوگل اصلا به چند کلیک نگاه نمی کند! تصور رایج این بود که اگر نرخ کلیک یک صفحه افزایش پیدا کند رتبه آن هم بهتر می شود!
اگر این موضوع درست بود دستکاری نتایج جستجو هم بسیار ساده می شد!
به همین دلیل سیستم هایی مانند NavBoost به جای اینکه روی تحلیل رفتار های کوتاه مدت زوم کنند و بر این اساس رتبه دهی انجام شود روی الگوهای پایدار و بلند مدت تمرکز می کنند برای همین هست که در مدت زمان کوتاه دیده نمی شود که یک سایت به رتبه های خیلی بالا در کلمات کلیدی پر ترافیک برسد!
اگر بخواهیم به گونه ی ساده تر این موضوع را بیان کنیم باید بگوییم که گوگل به جای پرسیدن این سوال:
چند نفر روی نتیجه کلیک کردند؟
بیشتر به این سوال پاسخ می دهد و آن را معیار قرار می دهد!
آيا کاربران به صورت مدام این نتیجه را نسبت به سایر گزینه ها ترجیح می دهند؟
NavBoost احتمالا چه داده هایی را تحلیل می کند؟
براساس اطلاعات منتشر شده این سیستم می تواند به مجموعه ای از رفتارهای کابران توجه داشته باشد از جمله:
الگو های کلیک کاربران روی نتایج جستجو
انتخاب مکرر یک نتیجه توسط کاربران مختلف
بازگشت سریع کاربران به صفحه نتایج جستجو
میزان رضایت کاربران از پاسخ دریافتی
پایداری این رفتارها در طول زمان
باید این نکته را در نظر بگیرید که هیچ کدام از این موارد به تنهایی عامل رتبه بندی محسوب نمی شوند بلکه در کنار صد های سیگنال دیگر معنا پیدا می کنند!
درس بزرگ NavBoost به دنیا SEO:
NavBoost یک حقیقت مهم را به دنیا نشان داد! این که فقط گوگل صرفا صفحات وب را رتبه بندی نمی کند بلکه تلاش می کند میزان رضایت کاربران از صفحات را هم اندازه گیری کند!
به همین دلیل دیگر نسل جدید Seo نباید روی دستکاری معیار هایی مانند CTR، Bounce Rate یا خرید ترافیک مصنوعی تمرکز داشته باشد!
چون این معیار ها به عنوان شاخص های اصلی رتبه بندی در نظر گرفته نمی شوند و تمرکز صرف و مصنوعی روی این موارد شاید شما را به نتیجه ای که انتظار دارید نرساند!
سؤال اصلی امروز این است:
اگر کاربر بین سایت شما و رقیب شما حق انتخاب داشته باشد، کدام یک می تواند رضایت بیشتری ایجاد کند؟
گوگل هم دقیقا دنبال پاسخ به همین سوال هست و با داده های آماری که از رفتار کاربران زیادی دریافت می کند با همان روش هایی که در بالا گفته شد تعیین می کند شما لیاقت بیشتری برای رتبه اول دارید یا رقیب شما!
چرا بسیاری از معیار های مشهور SEO آنقدر که تصور می شد اهمیت ندارند؟
یکی از مشکلات بزرگ دنیای seo این بود که طی سال های گذشته بسیاری از معیار های تحلیلی با فاکتور های رتبه گوگل اشتباه گرفته شدند!
این موضوع تا حدی پیش رفت که خیلی از مدیران وب سایت ها ساعت ها زمان صرف کاهش Bounce Rate، افزایش مصنوعی CTR یا بالا بردن Direct Traffic کردند در حالی که هیچ کدام به تنهایی تضمین کننده بهبود رتبه نبودند!
این موضوع زمانی همه را دچار سوتفاهم کرد که دیده شد سایت های موفق معمولا نرخ پرش کمتری دارند و کاربران وفادارتر و ترافیک بیشتری را جذب می کنند!
این موارد به این معنا نیست که این معیار ها باعث پیشرفت شدند! بلکه چون سایت پیشرفت کرده بود این معیار ها به دست آمد در واقع این موضوع کاملا برعکس ایده و نظرات ابتدایی SEO کاران بود!
در ادامه، چند نمونه از معروف ترین برداشت های اشتباه سئو را بررسی می کنیم.
Bounce Rate معیاری که سال ها بیش از حد بزرگ شد:
نرخ پرش یا همان Bounce Rate به درصد کاربران گفته می شود که پس از ورود به سایت بدون انجام تعامل دیگری و کلیک کردن بر روی لینک های داخلی سایت از آن خارج می شوند!
این معیار یک مشکل بزرگ داشت! هیچکس به هدف کاربر توجهی نمی کرد! و همه چیز را به شکل صفر و صد می دیدند!
فرض کنید سایت شما در خصوص قیمت لحظه ای طلا می باشد! و کاربر سرچ می کند قیمت طلا امروز! وقتی وارد سایت شما می شود و قیمت را مشاهده می کند طبیعی هست که سریعا صفحه را می بندد و این شاید کمتر از 20 ثانیه زمان نیاز داشته باشد!
اگر از دید گوگل آنالیتیکس این را تحلیل کنیم در واقع یک بازدید ثبت شده و تعامل دیگری وجود ندارد و نرخ پرش هم برابر با 100 درصد هست! اما آیا این یک تجربه ناموفق بوده هست؟
خیر کاربر به پاسخ خود رسید و مشکل حل شده هست و این دقیقا همان چیزی هست که گوگل به آن نیاز دارد! یعنی در واقع کاربران به پرسش جستجو خود در سایت شما برسند!
برای همین است که گوگل بار ها اعلام کرده نرخ پرش فاکتور رتبه بندی نیست!
Google Analytics و داده هایی که مستقیما وارد الگوریتم رتبه بندی نمی شوند:
یک تصور اشتباه دیگر این بود که تا سالیان سال متخصصان حوزه SEO فکر می کردند که گوگل داده های گوگل آنالیتیکس را مستقیم وارد الگوریتم های رتبه بندی می کند و از آن ها برای اعطای رتبه بالاتر استفاده می کند!
این فرضیه از همان ابتدا چند مشکل اساسی داشت!
اول اینکه همه سایت ها از Google Analytics استفاده نمی کنند.
دوم اینکه بسیاری از کاربران کوکی ها را غیرفعال می کنند یا از ابزارهای مسدود کننده تبلیغات استفاده می کنند که باعث ناقص شدن داده های آماری در گوگل آنالیتیکس می شود!
سوم اینکه وابسته کردن رتبه بندی میلیارد ها صفحه به داده های یک ابزار خاص از نظر فنی و منطقی تصمیم درستی نیست!
به همین دلیل گوگل بار ها استفاده مستقیم از داده های گوگل آنالیتیکس را رده کرده است!
CTR معیار مهمی که اغلب اشتباه برداشت می شود:
نرخ کلیک یا همان CTR یکی از بحث برانگیزترین معیار های سئو می باشد که بسیاری تصور می کردند افزایش آن به صورت خودکار و بدون هیچ کار اضافه ای باعث بهبود رتبه می شود!
یعنی در واقع گروه بزرگی از Seo کاران همیشه اتفاق نظر داشتند نرخ کلیک اگر بالا باشد خواسته یا ناخواسته رتبه گوگل هم افزایش خوبی پیدا می کند اما در عمل همیشه واقعیت پیچیده تر می باشد!
CTR به شدت به عوامل مختلفی وابسته است، از جمله:
نوع کوئری جستجو
جایگاه فعلی صفحه
قدرت برند
نوع نتایج موجود در صفحه جستجو
به عنوان مثال یک نتیجه در رتبه اول به صورت طبیعی نرخ کلیک بسیار بیشتری نسبت به رتبه پنجم دریافت می کند و بنابراین افزایش رتبه به علت اینکه CTR بهتر بود نبوده است در واقع خود رتبه بهتر بوده که کلیک بیشتر شده است!
بنابراین به دست آوردن CTR بالاتر با روش های مصنوعی هیچ تضمینی ندارد که رتبه ی شما از چیزی که هست بدتر شود! باید این نکته را بدانید که CTR با افزایش رتبه شما افزایش خواهد یافت نه با افزایش نرخ کلیک رتبه بالاتر برود!
گوگل این موارد را همانطور که توضیح داده شد با به دست آوردن و تحلیل جامعه آماری که از رفتار کاربران به دست می آورد رتبه بندی می کند.
Direct Traffic و تاثیرگذار نبودن در رتبه بندی:
ترافیک مستقیم هم معمولا نشانه بسیاری خوبی برای کسب و کار ها محسوب می شود اما نباید آن را با فاکتور رتبه بندی اشتباه کرد!
اغلب چون سایت های موفق ترافیک مستقیم بالایی دارند متخصصان حوزه Seo تصور می کردند این رتبه خوب بخاطر ترافیک مستقیم می باشد در صورتی که عوامل دیگری در این مورد نقش داشتند!
در اغلب موارد، سایت هایی که ترافیک مستقیم بالایی دارند، ویژگی های مشترکی نیز دارند:
برند شناخته شده تری دارند.
کاربران وفادارتری جذب کردند.
جستجو های برند بیشتری دریافت می کنند.
محتوای قوی تری تولید می کنند.
بنابراین ترافیک مستقیم در طول زمان به دست می آید و یک فاکتور رتبه بندی نمی باشد! سایت های موفق چون موفق بودند و برند قوی تری داشتند در واقع ترافیک مستقیم به دست آوردند نه اینکه چون ترافیک مستقیم داشتند رتبه خوب گرفتند!
این ها همان نقاط و مرز هایی هست که باعث سوبرداشت های فراوانی می شود.
قبلا در مقاله آیا Direct Traffic باعث بهبود رتبه در گوگل می شود؟ به این موضوع به طور کامل پرداختیم که می توانید مطالعه بفرمایید.
گوگل به اعداد خام علاقه ای ندارد:
شاید اگر متخصصان حوزه Seo این مورد را به طور کامل درک کنند خیلی از تصوراتی که تا به امروز داشتند دچار شک و تردید خواهد شد!
یکی از بزرگترین اشتباهات رایج در سئو این است که تصور می کنند گوگل به صورت مستقیم اعداد و شاخص های خام را وارد الگوریتم رتبه بندی می کند در حالی که چنین روشی نه منطقی هست و نه در مقایس میلیارد ها جستجو روزانه اصلا قابل اجرا شدن می باشد!
برای مثال بالا بودن نرخ کلیک٬ کاهش نرخ پرش٬ یا افزایش ترافیک مستقیم به تنهایی هیچ معنا و اعتباری ندارند! این ها صرفا یک عدد می باشند که بدون در نظر گرفتن زمینه محتوایی٬ نیت جستجو و رفتار کاربران٬ نمی توانند معیار قابل اعتمادی برای سنجش کیفیت یک صفحه باشند!
بنابراین گوگل به جای تمرکز روی خود اعداد تلاش می کند مفهوم مهم تری را اندازه گیری کند! میزان رضایت کاربران از نتیجه ای که دریافت کرده اند!
در واقع گوگل دیگر این سوال را نمی پرسد که چند نفر روی این نتیجه کلیک کردند؟
بلکه سوال مهم تر این است که:
چند نفر پس از ورود به این صفحه، واقعا به پاسخ مورد نظر خود رسیده اند؟
دقیقا به همین دلیل است که روش هایی مانند خرید کلیک، افزایش مصنوعی ترافیک، استفاده از ربات ها یا دستکاری برخی شاخص های تحلیلی، معمولا در بلندمدت تاثیر پایداری ایجاد نمی کنند! به همین دلیل، دستکاری شاخص های تحلیلی به تنهایی نمی تواند جایگزین ارائه یک تجربه کاربری بهتر شود.
امروزه به نظر می رسد گوگل بیش از آنکه صفحات وب را رتبه بندی کند، در تلاش است تا کیفیت پاسخگویی آن صفحات به نیاز کاربران را ارزیابی کند.
به بیان ساده، مهمترین سؤال گوگل این است:
اگر کاربر بین چند نتیجه مختلف حق انتخاب داشته باشد، کدام صفحه می تواند سریع تر، دقیق تر و کاملتر نیاز او را برطرف کند؟
و اینجا دقیقا همان نقطه ای هست که مفهوم رضایت کاربران به یکی از مهم ترین اهداف سیستم رتبه بندی گوگل تبدیل شده است!
در عمل صاحبان سایت باید روی چه چیزی تمرکز کنند؟
بعد از تمام بحث هایی که درباره سیگنال های رفتاری٬ NavBoost و رضایت کاربران مطرح شد الان سوال اصلی شاید این باشد که در نهایت صاحبان سایت باید روی چه چیزی تمرکز کنند؟
پاسخ به این سوال خیلی سخت نیست!
در واقع صاحبان سایت ها باید به جای تلاش برای دستکاری معیارهای مختلف روی بهبود تجربه کاربران پس از ورود به سایت کار کنند!
گوگل در تمام آپدیت های خود یک هدف را دنبال کرد و آن هدف هم کاملا مشخص هست! اینکه تشخیص دهد کدام وب سایت توانسته نیاز کاربران را سریع تر و کامل تر برطرف کند.
به همین دلیل بهتر است انرژی و منابع خود را روی موارد زیر متمرکز کنید!
1- پاسخگویی کامل به نیت جستجو کاربر!
2- تولید محتوای جامع و کاربردی که کاربران را برای جستجو در منابع دیگر و سایت های مختلف بی نیاز کند!
3- بهبود تجربه کاربری یا همان UX که کاربران بتوانند ساده تر در سایت فعالیت کنند و رضایت بیشتری در سایت شما داشته باشند
4- افزایش سرعت و عملکرد فنی سایت!
5- ساختن یک برند مورد اعتماد و قدرتمند!
6- پیدا کردن مخاطبان وفادار که همیشه به سایت شما سر بزنند!
در نهایت شاید این جمله خیلی کمک کند تا نگاه خود را به سئو تغییر دهیم و از این پس آن را به گونه ی دیگری ببینیم!
دیگر نباید سئو را یک بازی برای فریب الگوریتم ها بدانیم بلکه باید آن را فرآیندی برای افزایش رضایت واقعی کاربران در نظر بگیریم.
هرچه کاربران بیشتری پاسخ مورد نیاز خود را در سایت شما پیدا کنند، احتمال موفقیت بلندمدت شما در نتایج جستجو نیز بیشتر خواهد شد.
جمع بندی:
بحث درباره تاثیر رفتار کاربران بر رتبه بندی گوگل سال هاست که ادامه دارد اما امروزه با اطمینان بیشتری می توان که گوگل دیگر صرفا یک موتور جستجو مبتنی بر کلمه نیست! بلکه به طور مداوم تلاش می کند کیفیت نتایج خود را براساس میزان رضایت کاربران بهبود دهد!
با وجود اینکه گوگل بارها اعلام کرده که داده های Google Analytics و نرخ پرش و یا ترافیک مستقیم جزو فاکتور های مستقیم رتبه بندی نیست اما نمی توان از نقش رفتار کاربران در ارزیابی کیفیت نتایج جستجو چشم پوشی کرد!
سیستم هایی مانند NavBoost نیز نشان می دهند که گوگل بهدنبال تحلیل الگو های رفتاری در مقیاس بسیار بزرگ است تا تشخیص دهد کدام صفحات توانسته اند نیاز کاربران را بهتر برطرف کنند.
نباید فراموش کنید که سئو صرفا مجموعه ای از اعداد و معیار های قابل دستکاری نیست و آن را به این گونه نباید نگاه کرد! افزایش مصنوعی کلیک ها یا خرید ترافیک یا تمرکز صرف و بیش از اندازه روی برخی شاخص های تحلیلی٬ یک استراتژی مناسب برای رشد نیست!
در نهایت، موفق ترین وب سایت ها معمولا همان هایی هستند که ساده ترین کار را به بهترین شکل انجام میدهند!
یعنی پاسخ دقیق، سریع و کامل به سرچ کاربران می دهند و هرچه کاربران بیشتری بتوانند پاسخ مورد نظر خود را در سایت شما پیدا کنند، احتمال موفقیت بلند مدت شما در نتایج جستجوی گوگل نیز بیشتر خواهد شد.
شاید مهم ترین نتیجه این مقاله را بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
گوگل به دنبال رتبه بندی صفحات وب نیست بلکه در تلاش است رضایت کاربران از آن صفحات را ارزیابی و رتبه بندی کند.
مقالات مرتبط:
E-E-A-T چیست؟ نقش آن در سئو و رتبه بندی سایت ها
10 ترفند عالی سئوی محتوا با ChatGPT









